موضوع :      


سؤالي كه در ذهن اينجانب و چندتن از دوستان پيش امده اين است كه: قيام امام حسين (ع) يك اسطوره بود يعني تنها با اين كار مي شد فطرت هاي خفته را بيدار كرد و حكومت ظالم را نابود. پس چرا اين قدر سفارش به گريه بر اين حادثه شده است؟ اگر گريه به ظاهر از دست دادن انسان پاك و معصومي بوده است چرا براي ائمه ديگر اين قدر سفارش شده است. از موقعي كه اين سؤال در ذهنم ايجاد شده ديگر ميل چنداني به شركت در جلسات عزاداري ندارم و يا هر وقت شركت مي كنم حال چنداني ندارم چون فكر مي كنم اگر گريه به خاطر دختر سه ساله اي باشد كه فلان بلاها را ديده ارزش چنداني ندارد پس اين گريه اي كه سفارش شده است و ثواب هاي آن چناني دارد براي چه چيز امام حسين است؟



برخى از روايات در خصوص گريه بر امام حسين(ع) عبارت است از:
1. امام معصوم(ع) فرمود: «هر چشمى در روز قيامت به جهت سختى‏ها، گريان است؛ مگر چشمى كه بر امام حسين(ع) گريسته باشد، اين چشم خندان و بشاش است».الخصائص الحسينيه، ص 140.
2. امام رضا(ع) مى‏فرمايد: «گريه بر امام حسين(ع) گناهان بزرگ را محو مى‏كند».مسند امام رضا(ع)، ج 2، ص 27 .
3. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «كسى كه به ياد امام حسين(ع) به مقدار بال مگسى، اشك از چشمانش جارى شود؛ ثوابش بر خداوند است و خداوند به كمتر از بهشت براى او راضى نمى‏شود».بحارالانوار، ج 44، ص 291.
4. از امام معصوم(ع) نقل شده است: «هر كه بگريد يا بگرياند يا حالت اندوه و گريه داشته باشد، بر مصيبت امام حسين(ع)، بهشت براى او واجب مى‏شود».الخصائص الحسينيه، ص 142.
5. امام رضا(ع) مى‏فرمايد: «... پسر شبيب! اگر مى‏خواهى براى چيزى گريه كنى، پس براى حسين بن على(ع) گريه كن كه او را ذبح كردند؛ چنان كه گوسفند را ذبح مى‏كنند ... پسر شبيب! اگر براى حسين چنان گريه كنى كه اشك‏هايت بر گونه‏هايت جارى شود، خداوند همه گناهان كوچك و بزرگ تو را مى‏آمرزد، اندك باشد يا بسيار ...».بحارالانوار، ج 44، ص 285.
در مورد حكمت گريه بر امام حسين(ع) مطالبى بيان شده كه به نظر مى‏رسد به تنهايى صحيح نباشد؛ از جمله:
الف. گريه ذاتاً خوب و سبب پالايش روح است؛ كه اين پالايش روحى در مجالس عزادارى امام حسين(ع) بيشترين ثمربخشى را دارد.
ب. گريه بر امام حسين(ع) به عنوان تشكّر و سپاس از او است؛ ولى اين مطلب صحيح نيست؛ زيرا اگر ما موظف به تشكر از امام حسين(ع) بوديم، راه ديگرى براى تشكر وجود نداشت كه با آه و اندوه و حزن اين سپاس را عينى سازيم و اصلاً آيا آن حضرت نيازمند به تشكّر است؟!
ج. امام حسين(ع) از گريه ما بهره‏مند مى‏گردد؛ از آنجا كه با گريه به رشد معنوى مى‏رسيم و واسطه اين فيض ياد امام حسين(ع) است در نتيجه به مقامات آن حضرت نيز اضافه مى‏شود.
د. برخوردارى از ثواب و شفاعت؛
اين فوائد هر چند براساس بعضى تحليل‏ها و روايات در حد خود صحيح است؛ ولى آيا نمى‏توان حكمت مهم‏تر، با ارزش‏تر و فراتر از معاملات اين چنينى، در وراى گريه در نظر گرفت تا مجبور شويم حكمت گريه بر امام حسين(ع) را در شفاعت و ثواب يا تشكر، منحصر و محدود سازيم؟!
با توجه به آنچه در حقيقت گريه رشد روحانى و تقوا و نيز فلسفه عزادارى امام حسين(ع) مطرح است؛ مى‏توان گفت حكمت گريه بر اباعبدالله(ع) دو امر مهم و اساسى است كه هر يك به نوبه خود اثر وضعى خاصى بر جاى مى‏گذارند:
اول بُعد اخلاقى؛ چنان كه روشن است، گريه ارزشى در فرهنگ شيعى اولاً، گريه‏اى است كه موجب تعالى و رشد روح است و ثانياً سرچشمه آن معرفت است. گريه بر امام حسين(ع)، يا به جهت ياد كردن غم و اندوه از دست دادن عاشق حقيقى خداوند متعال است كه تجلى‏گاه اوصاف الهى بود و مؤمنان، بوى گل را از گلاب او استشمام مى‏كردند.
چون كه گل رفت و گلستان شد خراب‏بوى گل را از كه بوييم، از گلاب‏
يا به دليل عقب‏ماندگى روحى و نداشته‏هاى خود، در مقابل مناقب و فضايل آن بزرگوار و ياران باوفايش است. در واقع گريه بر اين است كه حبيب‏بن مظاهر كه بود و چه داشت و من كيم و چه در كف دارم؟ اشك ريختن بر على‏اكبر، ناله بر خود است كه آن جوان رشيد چه فضايلى را دارا بود و من تا چه اندازه آن خصلت‏ها را دارم؟ و ...
اگر گريه ما از اين منشأ دور است، بايد بكوشيم اشك و آه خود را به اين سمت سوق دهيم تا بر اثر آن، روحمان تعالى يابد. در حقيقت اين گريه، نشان دادن دردى است كه انسان را به حركت و جوشش وامى‏دارد تا خود را به آن درجه از كمالات برساند و اين چنين اشكى انسان‏ساز است.
دوم بعد اجتماعى؛ اگر گريه بر اباعبدالله(ع)، از سر معرفت باشد و منشأ آن نيز بعد اخلاقى اين حركت باشد؛ قطعاً اين حزن و اندوه، پس از آن كه موجب تحوّل درونى انسان گرديد، زمينه را براى تحولات اجتماعى فراهم مى‏سازد. وقتى گريه بر امام حسين(ع)، گريه‏اى در جهت تعالى روح شد و موجب گرديد كه آدمى در فضايل اخلاقى و فردى خود، تأمل و تجديدنظر كند؛ قطعاً اين تحوّل درونى، زمينه را براى ساختن اجتماعى در راستاى اهداف متعالى اسلام فراهم خواهد ساخت.
زمانى كه انسان متوجّه شد كه حضرت ابا عبدالله(ع) براى چه، چرا و چگونه دست به قيام زد و آن اثر جاودانه را بر قلم خون، بر صفحه تاريخ نگاشت و با اين معرفت بر اثر گريه درونش متحول گرديد؛ اين تغيير بر عرصه جامعه نيز كشيده مى‏شود و او مى‏كوشد تا جلوى فساد وانحراف دين را گرفته و آزادى، جوانمردى و ديندارى را نه تنها در روح خود، بلكه در جامعه نيز حكم‏فرما سازد.
به بيان ديگر، در واقع گريه بر اباعبدالله(ع)، با يك واسطه زمينه را براى حفظ آرمان‏هاى آن حضرت و پياده كردن آن فراهم مى‏سازد و به همين دليل مى‏توان گفت: يكى از حكمت‏هاى گريه بر امام حسين(ع)، ساختن جامعه براساس الگوى ارائه شده از سوى او است و شايد مراد از اين كه گفته مى‏شود: «ان الاسلام بدؤه محمدى و بقائه حسينى» همين باشد كه بقاى مكتب اسلام - خصوصاً تشيع - وام‏دار گريه بر امام حسين(ع) است.
مسأله گريه و عزادارى بر حضرت سيدالشهدا(ع) از افضل قربات است و فلسفه‏هاى سازنده و تربيتى متعددى دارد از جمله:
1- پيوند عميق عاطفى بين امت و الگوهاى راستين، به منظور توجه و پيروى عملى از آنان.
2- اقامه مجالس دينى در سطح وسيع و آشنا شدن توده‏ها با معارف دينى،
3- پالايش روح و تزكيه نفس،
4- اعلام وفادارى نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم و ... .
5- الهام بخش روح انقلابى و ستم ستيزى،
6- زنده داشتن ياد و تاريخ پرشكوه نهضت حسينى،
7- توجه به هدف قيام امام حسين كه همانا احياى ارزش‏هاى دينى و جلوگيرى از انحراف بود.
اما اصل عزادارى و سوگوارى از خود اهل بيت(ع) است ولى چگونگى آن تا حدود زيادى با شيوه‏هاى قومى و ملى عجين شده است و اين آميزش تا زمانى كه مشتمل بر خلاف شرع نباشد اشكالى ندارد.
داستان گريه و عزادارى پس از شهادت حضرت امام حسين(ع) از سوى امامان(ع) داستان دامنه‏دارى است. به مواردى اشاره مى‏شود:
1- امام چهارم(ع) كه خود در كربلا شاهد مصائب دردناك حسين(ع) و ياران فداكار او بود و 23 سال داشت، پس از آن واقعه سوزناك تا زمانى كه در قيد حيات بودند يعنى مدت 34 سال طبق برخى روايات براى پدر و عزيزان خويش گريه و سوگوارى مى‏كرد، (بحارالانوار، ج 46، ص 108 و 109).
گريه‏هاى امام سجاد(ع) در سخت‏ترين شرايط علاوه بر جنبه عاطفى، يكى ازراه‏هاى مهم مبارزه و افشاگرى بود.
2- امام صادق(ع) به ابوهارون مكفوف دستور مى‏دهد مرثيه بسرايد و آنگاه كه وى مرثيه خود را مى‏خواند مشاهده مى‏نمايد امام(ع) سخت گريه مى‏كند متوجه مى‏شود از صداى گريه امام صادق(ع) زنانى كه پشت پرده حضور داشته‏اند صداى خود را به گريه و شيون بلند كردند، (كامل‏الزيارات، ابن قولويه، نقل از ره توشه راهيان نور، ويژه محرم 1376).
3- امام رضا(ع) دعبل خزايى شاعر را در ايام سوگوارى حضرت حسين(ع) به حضور مى‏پذيرد به او عنوان يارى دهنده اهل‏بيت، خوش‏آمد مى‏گويد و از وى مى‏خواهد در روزهاى غم و اندوه اهل‏بيت؛ يعنى عاشورا در مورد مصايب جد خويش اباعبدالله(ع) مرثيه بسرايد، (بحارالانوار، ج 45، ص 257).
در مورد سينه‏زنى نيز برخى از منابع تاريخى نشان مى‏دهد كه وقتى بنى‏هاشم براى اولين از مدينه به كربلا آمده و با كاروان اسراء در آن مكان برخورد نمودند به رسم عزادارى زنانشان دست به سينه مى‏زدند.
براى آگاهى بيشتر ر.ك :
1- فلسفه شهادت و عزادارى امام حسين، سيد عبدالحسين شرف‏الدين، مترجم: على صحت، انتشارات مرتضوى
2- حماسه حسينى، شهيد مطهرى، انتشارات صدرا
3- پيام‏هاى عاشورا، جواد محدثى، انتشارات پيك جلال
4- عبرت‏هاى عاشورا، سيد احمد خاتمى، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم
5- فرهنگ عاشورا، جواد محدثى، نشر معروف
عاشورا و يا ايام ديگرى كه براى امام حسين(ع) عزادارى مى‏شود، به پيروى از سنتى است كه خود ائمه اطهار(ع) به آن مبادرت نموده‏اند. علت مسأله فقط اين نيست كه شيعه براى آن حضرت مقام برترى قائل شده باشد، بلكه به جهت اهميت والاى نهضت اباعبداللّه‏(ع) است كه الگويى تاريخى، تمام عيار و همه جانبه براى همه عصرها و نسل‏ها است. به عبارت ديگر قيام خونين حسينى و حوادث پس از آن سرمايه عظيم و گرانبهايى است كه با تمام توان بايد در پاسداشت و بزرگداشت آن كوشيد. هر اندازه نام و ياد حسين(ع) و خاطره‏هاى عاشورا بيشتر و بهتر زنده بماند، جوشش خون آن حضرت و قدرت انگيزش، انقلاب آفرينى و سازندگى آن نيز بيشتر است. از همين رو همه امامان(ع) و اولياى دين بر بزرگداشت آن تأكيد نموده‏اند.
علاوه بر آن كه يكى از عوامل انگيزش گريه و عزادارى شدت مظلوميت است كه در واقعه كربلا مظلوميت امام حسين(ع) و خاندان پيامبر(ص) در بالاترين شكل خود تجلى كرد و ظلم و قساوت دشمنان اهل‏بيت پيامبر(ص) در بدترين شكل خود به نمايش گذاشته شد.
در روايتى از امام صادق(ع) آمده است: که امام مجتبي(ع) فرمود: «... لايوم كيومك يا اباعبدالله يزدلف اليك ثلاثون آلف رجل يدعون انهم من امه جدنا محمد(ص) و ينتحلون دين الاسلام فيجتمعون على قتلك و سفك دمك و انتهاك حرمك؛ اى ابا عبدالله [مصيبت] هيچ روزى مانند روز تو نخواهد بود سى هزار نفر به سوى تو هجوم مى‏آورند ادعا مى‏كنند كه از امت پيامبرند و خود را به دين اسلام منتسب مى‏كنند [اما] براى كشتن تو و ريختن خون تو و بى‏احترامى به خاندان تو جمع مى‏شوند» (بحار، ج 45، ص 218، ح 44).