موضوع :      


ما وقتي به كسي مي گوييم گناه نكند در عين حال به اين هم اعتقاد داريم كه ابزار گناه هم فراهم نباشد مثلا اگر به كسي بگوييم فيلم مبتذل نبين انتظار داريم كه اصلا ابزارش فراهم نباشد يعني اصلا فيلم نوار مبتذلي در خانه نباشد كه شخص وسوسه شود با اين تصور كه يك بار ديدن فساد نمي آورد فرد به ديدن اين فيلم ها سوق داده مي شود يعني اگر ما انواع فيلم هاي مبتذل را در اختيار فرد قرار دهيم و از او بخواهيم كه وسوسه نشود و آن را نگاه نكند تقاضاي غير منطقي است حال سوال بنده اين است كه خدايي كه به مردان دستور مي دهد به زنان ظلم نكنند چگونه اين دستور اجرا شود در حالي كه خداوند ابزار ظلم را در اختيار آنها قرار داده است خداوندي كه زن را وابسته به مرد خلق كرده است و زن را ضعيف خلق كرده و خداوندي كه اختيار و آزادي و اجازه زن را در تسلط مرد قرار داده است چگونه به مردان دستور مي دهد به زنان ظلم نكنند؟



قبل از هر سخن مناسب است که تأملي در اين برداشت خود نماييد که آيا اين تصوري که شما از مسأله داريد تصور صحيحي است يا نه، منشأ تأمل آن است که خداوند ظالم نيست و ابزار ظلم را نيز در اختيار کسي قرار نمي دهد. آنچه را که خداوند خلق فرمود براساس حکمت و مصلحتي بوده که حتي آنچه را که به نظر ما ممکن است وسيله ظلم و ستم باشد اما در خلقت آن نوعي حکمت و مصلحت خوابيده است.
نيش عقرب نه از ره کين استاقتضاي طبيعتش اين است
به عبارت ديگر ابزار، ابزار است و از اين حيث نه مثبت است نه منفي بلکه نوع بکارگيري آن است که وصف مثبت و منفي آن پيدا مي کند همچنين اگر ابزار با اين ويژگي وجود داشته باشد اما شخص توانايي استفاده از آن را نداشته باشد باز هم مسأله آزمايش انسان ها عبث خواهد بود. لکن اشکال اساسي در نحوه بکارگيري از ابزار و امکانات است. مثلا از چاقو که يک ابزار به شمار مي رود مي توان کارهاي زيادي انجام داد که همه آنها داراي مصلحت هستند و از اين جهت وجود آن نيز ضروري است اما همين چاقو که گاهي براي کندن پوست ميوه ها و يا خرد کردن خوراکي ها و يا بريدن قسمتي از بدن جهت انجام عمل جراحي استفاده مي شود گاهي نيز به وسيله آن شاهرگ حياتي کسي را قطع مي کنند و موجبات مرگ انساني را فراهم مي نمايند در اين صورت کسي چاقو و يا سازنده آن را ملامت نمي کند بلکه استفاده کننده آ ن را سرزنش مي نمايد.
خداوند متعال از گوهري واحد، مرد و زن آفريد که بر اثر توالد و تکثير نسل، گسترش يافته اند طبيعي است که خداوند متعال از آفرينش انسان که گل سرسبد مخلوقات است هدفي را دنبال مي کرده است. از اين رو گرايش در اين دو جنس متفاوت قرار داد تا در کنار يکديگر به زندگي بپردازند و تکامل يابند و براي اين که هر کدام از زن و مرد بتوانند به وظايف خويش عمل نمايند مسؤوليت ها و تکاليفي را به عهده آنان قرار داده است به يکي قدرت تعقل بيشتر و حزم و دورانديشي بخشيد و ديگري را سرشار از احساسات و عواطف و مهر و محبت قرار داد. يکي را مسؤول تأمين زندگي قرار داد و ديگري را مسؤول پرورش فرزند و ايجاد امنيت و آسايش در محيط خانه و خانواده.
بديهي است که هر مسؤوليتي، علاوه بر توانايي لازم، امکانات و ابزاري لازم دارد و اگر کسي از اين امکانات و يا از اين مسؤوليت ها سوء استفاده کند دليل بر اين نيست که خداوند ابزار ظلم را در اختيار وي قرار داده و يا او را توانمند ساخته است. همچنين تقسيم مسؤوليت ها دليل بر ضعف يکي و قوت ديگري و يا وابستگي يکي بر ديگري نيست زيرا خداوند متعال براساس حکمت و مصلحت و نيز ويژگي هاي هر کدام از دو جنس زن و مرد، مسؤوليت هايي به عهده آنان گذاشته است؛ يعني اگر مرد قدرت بدني بيشتري دارد، زن نيز از مهر و عطوفت و صبر و حوصله بيشتري برخوردار است و اين به خاطر آن است که وظيفه مرد کار کردن و تأمين معاش خانواده است که طبيعتا قدرت بدني بيشتري مي طلبد و وظيفه زن مادر بودن است که طبيعتا مهر و عاطفه و صبر و حوصله بيشتري مي طلبد. اين که مرد به اندازه زن از احساسات و عاطفه زيادي برخوردار نيست دليل بر ضعف وي نيست و يا اگر زن از توانايي جسمي کمتري برخوردار است دليل بر ضعف وي نيست چه آن که اقتضاي طبيعت هر کدام چنين است. بنابراين خداوند متعال به مقتضاي جنسيت هر يک از زن و مرد وظيفه اي به آنان محول کرده است تا بتوانند در کنار يکديگر با تفاهم و تعامل بيشتري به زندگي خويش ادامه دهند حال اگر کسي از دارايي خويش سوء استفاده نمود و در حق ديگري ظلم کرده، مرتکب معصيت شده است و خداوند نه تنها خودش ظالم نيست و هيچ ظلمي نمي کند بلکه ظلم و ظالم را نيز دوست نمي دارد و آنان را مجازات خواهد نمود.