موضوع :      


چگونه مى‏توانم از وحشتى كه مرگ در ذهنم ايجاد كرده، رهايى‏يابم؟



تفاوت روى آوردن چهره مرگ به مؤمنان و كافران، نشانگر آن است كه از ديدگاه معارف قرآنى و روايى، انسان و اعمال، افكار، كردار و اوصافش، نقش به سزايى در اين مسأله مهم دارد. به نحوى كه سعادت و شقاوت بشر از درون آن مى‏جوشد و در واقع آدمى، بايد از خود و كرده‏هايش هراسان باشد. آموزه‏هاى دينى نيز با ارائه حقيقت مرگ و توصيف ابعاد آن، مى‏خواهد نگرش انسان را به خود تغيير دهد و آن را تصحيح كند؛ يعنى به او ياد دهد كه در عين زندگى در جهان مادى و كوشش براى برطرف ساختن نيازهاى خود، دلبستگى و وابستگى به آنها نداشته باشد. از اين رو، ترس از مرگ در اين حد و چارچوب، امرى ارزشى و مثبت خواهد بود.
پس هر كس طبيب خويش است و با نوع نگرش و عملكرد خود، مى‏تواند ترسى از مرگ را - كه بر اثر غفلت و تنگ نظرى و محدودنگرى به عالم مادى در او پديدار شده است - به ترس از مرگى كه راه را طولانى ديده و رويارويى با خداوند متعال را سخت مى‏بيند، مبدل سازد. ترس اول اگر بر جان آدمى سيطره يابد، همين زندگى دنيايى را بر آدمى تيره و تار مى‏سازد.
اما ترس دوم، موجب تقويت و تهذيب نفس شده و انسان را به انجام دادن اعمال نيك و صالح - كه از ديدگاه شريعت اسلامى گستره‏اى بس بزرگ دارد - سوق مى‏دهد.
امام صادق(ع) مى‏فرمايد:
«همانا تو، طبيب نفس خويش قرار داده شده‏اى، براى تو درد بيان شده و نشانه صحت و سلامتى معرفى و به دوا [ و درمان ]راهنمايى شده‏اى. پس بنگر كه چگونه در [ اصلاح ]نفس خود قيام مى‏كنى»كافى، ج 2، كتاب الايمان و الكفر، باب محاسبه‏العمل، ح 6؛ به نقل از: چهل حديث، ص 306.
بر اين اساس بايد با تعويض نگرش خود و تصحيح اعمال خويش، خود را از وحشتى كه از مرگ داريم، نجات دهيم.