موضوع :      


تفسير آيه (بسم الله الرحمن الرحيم) را توضيح دهيد؟ آيا منظور از بأبسم الله استعانت جستن به خداست؟



آنچه كه درباره‏ى بسم الله لازم است بدانيم، نكات ذيل است:
1. ميان علماى تفسير درباره‏ى متعلق «باء» «بسم الله» حداقل سه قول وجود دارد: بعضى از آن‏ها معتقدند كه جار و مجرور «بسم الله» به اقول يا قل يا اقرأ متعلق و وابسته است. گروه ديگرى مى‏گويند كه جار و مجرور «بسم الله» جمله‏ى استعين و أستعن وابستگى دارد. گروه سومى آن را به ابتدأ متعلق مى‏دانند؛ مانند علامه طباطبايى و علامه خويى و ديگران (ر.ك: علامه طباطبايى، ترجمه‏ى الميزان، ج 1، ص 17 و علامه خويى، ترجمه‏ى البيان، ج 2، ص 241). بنابراين معناى «باء» اين گونه نيست كه تنها در معناى استعانت منحصر شود؛ چنانكه در سؤال مطرح شده است. 2- خواه حقيقت اسم را از نوع لفظ بدانيم و خواه از نوع ذات و معنا (مسمّى)، مهم اين است كه بدانيم چرا به جاى «بسم الله» «بالله» گفته نشده است؟ مفسرين درباره‏ى اين مسئله، به چند نكته اشاره كرده‏اند:
الف. اگر «باللّه» گفته مى‏شد، تفاوتى ميان قسم و تيمّن باقى نمى‏ماند ؛ از اين رو «باسم» گفته شد تا از قسم كه با «باللّه» ادا مى‏شود، جدا گردد. (ر.ك: تفسير بيضاوى، ج 1، ص 6، انتشارات دار الكتب العلميه).
ب. برخى گفته‏اند، تقدير آيه اين است: خداوند، ما را به ابتدا كردن بدين نام، امر مى‏فرمايد و مى‏گويد كه: ابتداى كارها به نام من كنيد كه منم آن خدايى كه مهربانم. به همين خاطر خداوند در آغاز رسالت به پيامبرش چنين امر فرمود: اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ‏{w1-3w}{I96:1I}/} و يا درباره‏ى شرط حلال بودن گوشت فرمود: فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اِسْمُ اَللَّهِ عَلَيْهِ‏{w1-6w}{I6:118I}/} لذا در وقت ذبح اگر به جاى بسم الله، باللّه گفته شود، گوشت حيوان حلال نخواهد بود. (ر.ك: گازر، تفسير جلاء الاذهان، ج 1، ص 15.) بنابراين اسم در حقيقت به معناى تسميه است؛ يعنى نامگذارى كردن كارها و خداوند اين عمل را از بشر در آغاز عبادت طلبيده است.
ج. استعانت دو گونه است: گاهى استعانت به ذات است كه در واقع طلب كمك در انجام و احداث فعل است و گاهى استعانت به اسم خداوند عز و علا است كه در حقيقت طلب مساعدت در اعتبار كار است؛ زيرا كار بدون ذكر نام او، كار عبثى است. چون هر دو نوع استعانت وجود دارد. تعيين نوع آن با اين قيد (اسم) ضرورت پيدا مى‏كند، تا از استعانت نوع اول جدا گردد. گذشته از آن، استعانت اولى در عبارت إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ‏{w4-5w}{I1:5I}/} آمده و استعانت دومى در عبارت «بسم الله» ظهور يافته است. (ر.ك: ابى سعود، تفسير ابى السعود، ج 1، ص 8، انتشارات دار احياء التراث العربى).
د. برخى هم گفته‏اند: تبرك و تيمن با قيد «الله» حاصل نمى‏شود، بلكه با قيد «اسم الله» محقق مى‏شود؛ از اين رو در آيه‏ى فوق به لحاظ اين‏كه كار عبادت، تبركى پيدا بكند، خداوند به بشر دستور مى‏دهد كه عبادت را با نام او متبرك بكنند تا شرافت و منزلت خاصّى پيدا بكند. (ر.ك: آلوسى، تفسير روح المعانى، ج 1، ص 54، انتشارات دار احياء التراث العربى).
ه. بعضى به دو توجيه ديگر هم اشاره كرده‏اند:
1. اين گونه تعبير براى اشاره به اين است كه وقتى انسان بخواهد كارى براى كسى انجام بدهد، مى‏گويد: «به اسم فلانى اين كار را انجام مى‏دهم». در محل بحث هم بشر براى توجيه كار خود، از نام خدا (بسم الله) بهره مى‏گيرد.
2. از آن جا كه قدرت بر انجام كار از خدا ناشى مى‏شود، عمل هم به نام خدا (بسم الله) صادر مى‏گردد، نه به نام انسان كه كار را انجام مى‏دهد. (ر.ك: محمد رشيد رضا، تفسير المنار، ج 1، ص 43). نتيجه اين‏كه، قيد اسم در محل بى فايده نيست. فايده‏ى آن را مى‏توان از وجوهى كه بيان شده دريافت.