موضوع :      


تعريف توكل و مراحل آن را بيان كنيد.



عريف توكل: راغب اصفهانى درباره معناى توكل مى‏فرمايد: اگر كلمه توكل با «لام» بيايد به معناى تولى و عهده‏دار شدن سرپرستى مى‏باشد مثل توكلت لفلان مى‏باشد يعنى من متولى و عهده دار سرپرستى فلانى شدم و اگر با على بيايد بمعناى اعتماد كردن مى‏باشد مثل توكلت على فلان يعنى اعتماد كردم بر فلانى (المفردات راغب اصفهانى) برخى از بزرگان توكل به همين معنا را با تفويض به يك معنا و يا حداقل نزديك به هم دانسته‏اند زيرا توكل را به معناى واگذار كردن كار به ديگرى معنا كرده‏اند در حالى كه تفويض چنين معنايى را دارد ثقه الاسلام كلينى در اصول كافى التفويض الى الله (واگذار كردن كار به خدا) در باب التوكل على الله (اعتماد كردن به خدا) در يك باب آورده‏اند (اصول كافى ج 3 مترجم، ص 103) جناب خواجه نصير الدين طوسى در كتاب اوصاف‏الاشراف درباره توكل مى‏فرمايد: (مقصود از توكل اين است كه بنده هر كارى كه مى‏كند و براى او پيش مى‏آيد به خداى متعال واگذارد زيرا كه مى‏داند خدا از خود او تواناتر و قوى‏تر است و به نحو احسن انجام مى‏دهد سپس به قضاى خدا راضى باش و با وجود اين در امورى كه خدا به او واگذر فرموده است. كوشش و جديت كند و خود را با كوشش و قدرت و اراده خويش از اسباب و شروطى بداند كه موجب تعلق اراده و قدرت خدا به امر او مى‏شود و معنى لاجبر و لاتفويض «بل امر بين الامرين» هم از اين بيان ظاهر مى‏گردد، (همان، ص 106) . آوردن معناى تفويض در تعريف توكل و اين‏ها را به نزديك به هم دانستن توجيهى وجيه دارد زيرا توكل يعنى اعتماد كردن و تفويض يعنى واگذار كردن. و لازمه واگذارى اعتماد كردن مى‏باشد. وقتى كسى به كسى ديگر اعتماد مى‏كند به راحتى و بدون دغدغه كار خود را هم به او واگذار مى‏كند ازاين‏رو در قسمتى از روايتى در باب توكل و تفويض اصول كافى چنين آمده: .... فتوكل على الله بتفويض ذالك اليه... (همان ص 106 ر، 5)يعنى با واگذار كردن كار به خداى تعالى بر او توكل كن پس تفويض ظهور بخش و لازمه بروز توكل مى‏باشد در پاره‏اى از روايات تعريف توكل به لحاظ همان معناى لازم ذكر شده است حال معناى لازم همان معناى تفويض است يا معناى لازمى ديگر مثلاً در روايتى پيامبر(ص) از جبرئيل مى‏پرسند: ما التوكل على الله عزوجل؟ فقال: العلم بانّ المخلوق لايضر و لاينفع و لامعطى و لايمنع و استعمال الياس من الخلق فاذا كان العبد كذالك لم يعمل لاحد سوى الله و لم يرج و لم يخف سوى الله و لم يطمع فى احد سوى الله فهذا هو التوكل‏؛ توكل برخداى عزوجل چيست؟ جبرئيل عرض كرد: علم داشتن به اين كه مخلوق نه زيانى مى‏رساند ونه سودى مى‏بخشد و نه مى‏دهد و نه باز مى‏دارد و به كار گرفتن يأس از خلق (يعنى آن يأس باطنى را كه نسبت به مردم دارد در عمل و خارج نشان دهد)پس هر گاه بنده چنان باشد براى احدى غير از خدا كار نمى‏كند و جز خدااميد ندارد و از غير او ترسى ندارد و در احدى غير از خدا طمع ندارد اين همان توكل است در تمام اين فقرات توكل به معناى لازم آن گرفته شده است مثلاً وقتى انسان علم دارد كه مخلوق نه ضررى مى‏رساند و نه سودى مى‏بخشد كه فقط بر خداى تعالى اعتماد داشته باشد ونسبت به مخلوق نه ضررى مى‏رساند و نه سودى مى‏بخشد كه فقط بر خداى تعالى اعتماد داشته و كارش را به او واگذار كرده باشد در اين صورت فقرات حديث شريف به معناى لازم لازم گرفته شده‏اند»، (ميزان الحكمه، ج 10، ص 676، 22223) . پس خلاصه توكل بر خدا يعنى اعتماد كردن بر خداى تعالى و واگذار كردن كار به او و تسليم اراده و مشيت او بودن و هيچگونه اعتماد و تكيه نداشتن و استقلال ندادن به اسباب غير از مسبب الاسباب يعنى حضرت حق تعالى. البته واضح است ك معناى توكل آن نيست كه انسان به دنبال اسباب كار نرود زيرا تمامى كارها با اسباب انجام مى‏گيرند ولى فقط بايد بداند كه اسباب از خود چيزى نداشته و هرگز مستقل نمى‏باشند و تنها تكيه گاه خداى تعالى مى‏باشد، (با استفاده از الميزان، علامه طباطبايى ج 5 ص 239) . مراحل توكل: توكل را مى‏توان بطور كلى بر سه قسم تقسيم كرد:
1- توكل زبانى:
يعنى آن توكلى كه فقط با زبان گفته مى‏شود توكلت على الله (برخداتوكل كردم) اين توكل از ارزش معنوى برخودار نيست.
2- توكل اعتقادى:
يعنى آن توكلى كه ناشى از اين اعتقاد است كه واقعاً همه كاره خداوند تبارك و تعالى است و حقيقتاً او تكيه گاه همه چيز و همه كس است با توجه به اين اعتقاد توكل بر خداى تعالى مى‏شود و سپس بر كارى اقدام مى‏گردد اين توكل از ارزش معنوى برخودار است كه اكثر مسلمان‏ها مى‏توانند با توجه به اين مرحله توكل كارهاى خود را آغاز كنند.
3- توكل قلبى:
يعنى آن توكلى كه از حالات بلكه از ملكات فضيله نفس انسانى گشته است و شايد حديث شريف زير به اين مرحله عالى از توكل اشاره داشته باشد: على بن سويد مى‏گويد از امام موسى بن جعفر(ع) درباره اين آيه شريفه وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اَللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ‏{w7-13w}{I65:3I}/}؛ هر كس بر خدا توكل كند خدا او را بس است پرسيدم حضرت فرمود: التوكل على الله درجات منها ان تتوكل على الله فى امورك كلها فما فعل بك كنت عنه راضياً تعلم انه لا يألوك خيراً و فضلاً و تعلم ان الحكم فى ذالك له فتوكل على الله بتفويض ذالك اليه وثق به فيها و فى غيرها؛ توكل بر خدا داراى درجاتى است از جمله اينكه در تمام كارهايت برخدا توكل كنى پس هر چه خدا با تو انجام داد (و اراده حكمت آميزش بر هر چه تعلق گرفت) راضى باشى علم و يقين داشته باشى كه او از هيچ خيز و فضلى دريغ نكند و نيز علم و يقين داشته باشى كه حكم و فرمان در اين جهت با اوست پس با واگذارى كار به او بر او توكل كن و به او در كارهاى خود و كارهاى غير خود وثوق (اطمينان و آرامش) داشته باش‏»، (ترجمه اصول كافى كلينى، ج 3، ص 106، ر 5) . در اين حديث به دو مقام بلند معنوى كه از اركان ايمان هم هستند اشاره شده است:
1- مقام رضا.
2- مقام تفويض.
امام على(ع) مى‏فرمايند: الايمان على اربعه اركان، التوكل على الله و التفويض الى الله و التسليم لامرالله و الرضا بقضاءالله‏؛ ايمان چهار ركن دارد 1- توكل برخدا 2- تفويض الى الله 3- تسليم امرالله 4- رضا به قضاى الهى‏»، (ميزان الحكمه، ج 1، ص 318، ر 1348) . در نتيجه ايمان كه خود فقط يك امر قلبى است نه اعتقادى و زبانى چهار ركن دارد كه همه آنها نيز قلبى مى‏باشند بنابراين آن توكلى در كلام امام موسى بن جعفر(ع) مراد است كه قلبى باشد در چنين توكلى علم، يقين، وثوق و آرامش نهفته است و توكل كننده ذره‏اى دغدغه و ناآرامى ندارد توكل قسم اول از آن منافقين است زيرا صرفاً توكل زبانى است و باطن بدان اعتقادى ندارد توكل قسم دوم بهره عامه مسلمانان است و توكل قسم سوم ويژه مؤمنان واقعى است كه دستيابى به آن بسيار مشكل و در درازمدت مى‏باشد و هر كس به اين مقام و مرحله سوم رسيد متوكل واقعى مى‏باشد. ثمره و دستاورد توكل: توكل ثمرات زيادى دارد كه پاره‏اى از آنها عبارتند از:
1- قوت قلب:
امام على(ع) مى‏فرمايند: اصل قوه القلب التوكل على الله‏؛ ريشه قوت قلب توكل برخداست‏، (همان، ج 10، ص 681، ر 22248) و اين ثمره بلندى است كه انسانى چنين از صلابت، استقامت در كارها برخورار است.
2- قوت ايمان:
امام رضا(ع) مى‏فرمايند: من احب ان يكون اقوى الناس فليتوكل على الله‏؛ هر كس دوست دارد قوى‏ترين مردم باش پس بايد بر خداتوكل كند، (همان، ر22246) در روايتى ديگر اين قوى‏ترين مردم به قوى‏ترين مردم از جهت ايمان تفسير مى‏شود امام على(ع) مى‏فرمايند: اقوى الناس ايماناً اكثرهم توكلاً على الله سبحانه‏، قوى‏ترين مردم به لحاظ ايمان كسى است كه از همه مردم بر خدا بيشتر توكل كند (همان ،ص 680 ر 22240) بنابراين هر كس توكل بيشترى داشته باشد از قوت ايمان بيشترى برخوردار است بزرگى اين ثمره هم بر كسى پوشيده نيست.
3- رام شد دشوارى‏ها و آسان گشتن اسباب:
امام على(ع) مى‏فرمايند: من توكل على الله ذلت له الصعاب و تسهلت عليه الاسباب‏؛ هر كس بر خدا توكل كند سختى‏ها برايش رام و اسباب و علل در مقابلش آسان مى‏گردد».
4- شكست ناپذيرى:
امام محمدباقر(ع) مى‏فرمايد: من توكل على الله لايلغب و من اعتصم بالله لايهزم‏؛ هر كس بر خدا توكل كند مغلوب نمى‏گردد و هر كس به خدا چنگ زند شكست خورده نمى‏باشد»، (همان، ص 681، ر 22247) . البته واضح است كه مهمترين و پرثمرترين توكل همان قسم سوم است نه دوم و قسم سوم هم خود داراى مراتبى است كه هر چه توكل قلبى از مراتب بالاترى برخوردار باشد ثمرات توكل بيشر عائد مى‏گردد.