 | |  | | 
بهترين راه براى رهايى از ريا و افكار غرور آفرين چيست؟

بهترين راهى كه براى رهايى از ريا و پيدايش افكار غرور آفرين مىتوان مطرح نمود، توجه دائم به اين حقيقت است كه همه قدرت و توان و لياقت انسان از خداست و انسان از خود هيچ ندارد و تمام توان او به خداى متعال مربوط مىشود. اگر انسان به حقيقت لا حول و لا قوة الا بالله توجه كند و باور كند كه هيچ نيرو و توانى در عالم نيست مگر اينكه از نيرو و قدرت الهى ريشه گرفته است و اگر عنايت الهى نباشد هيچ عمل خيرى از ما سر نخواهد زد، نه تنها انجام اعمال نيك براى انسان عجب و غرور و ريا نمىآورد بلكه خود را رهين منّت الهى مىبيند كه به او لطف كرده و توان و لياقت انجام اعمال خير را به او داده است و اگر لطف الهى شامل حال او نمىشد نمىتوانست چنين اعمال خيرى را انجام دهد. راه ديگرى كه براى رهايى از عجب و ريا مىتوان پيمود توجه به انسانهاى والاتر و بهتر از خود است. تا زمانى كه انسان به كسانى كه از او كمتر به كار خير مبادرت مىكنند توجه داشته باشد ممكن است در او عجب و ريا پيدا شود اما اگر توجه او به انسانهاى بهتر از خود باشد آنگاه كمبودها را در خود احساس مىكند و مىفهمد كه هنوز تا رسيدن به كمال لازم بسيار فاصله دارد. بدين جهت در روايات توصيه شده است كه در امور معنوى به افرادى بنگريد كه از شما بهتر هستند. اما بهترين راه امان يافتن از نفس اماره مراقبت دائمى از نفس است. به تعبير قران كريم در سوره يوسف: إِنَّ اَلنَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي{w5-12w}{I12:53I}/} نفس آدمى همواره او را به بدى و زشتى امر مىكند و لذا در مقابل آن بايد دائماً مراقب بود و لحظهاى نبايد نفس را به حال خويش رها كرد. توصيهاى كه علماى اخلاق مطرح كردهاند اين است كه هر روز در اول صبح با نفس خويش شرط كنيم كه از امورى بپرهيزد و امور واجب را انجام دهد. كه از آن تعبير به مشارطه مىشود. آنگاه در طول روز به مراقبت از نفس خويش بپردازد تا به شروط خويش عمل كند و از آن تخطى ننمايد سپس هنگام خواب به محاسبه اعمال خويش در آن روز بپردازد و اگر از عهد خود سرباز زده بود نفس خويش را مورد مؤاخذه و سرزنش قرار دهد تا ميل به تكرار خطا و گناه در او كمتر شود و اگر به انجام شروط موفق بوده باشد نفس خويش را مورد تشويق قرار دهد تا به انجام امور خير و ترك زشتىها رغبت بيشترى نشان دهد. و همواره بايد اين دعا را كه پيامبر اكرم نيز از خدا درخواست مىكرد از خدا درخواست كرد كه الهى لا تكلنى الى نفسى طرفة عين ابداً؛ يعنى خدايا مرا چشم برهم زدنى به حال خويش وامگذار با توجه به اين امور و توجه به حضرت حق به تدريج راهى از درون براى انسان گشوده مىشود كه در نهايت او را به قرب حضرت حق رهنمون مىسازد. |
| |  | |  |
|

|